تبلیغات
 بامداد - ابراهیم زاده ، خداداد و...
بامداد
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 توسط محمدرضا جلالی | نظرات ()
طبقه بندی: ورزش، 
به نام خدا
با سلام و شب به خیر
قاعدتا باید این پست ادامه تارانتینو بود ولی چون دلم می خواست قبل
 از ادامه آن موضوع حتما فیلم "داستانهای عامیانه" را دوباره ببینم لذا
این پست را به چند مطلب پراکنده اختصاص دادم...
1. استقلال اول شد و پیام سقوط کرد ،پرسپولیس در آخرین بازی فصلش در آزادی فقط 500 تماشاگر داشت ، مایلی کهن و فیروز کریمی هر دو از مسابقه صبا و سایپا اخراج شدند ، همه اینها مطالبی هستند که ارزش گفتگو را دارند ولی من بیشتر دوست دارم در مورد ابراهیم زاده حرف بزنم.
یک مربی اصفهانی که تجربه مربی گری با  کربکندی در تیم ذوب آهن ، با بوناچیج در سپاهان ،با قلعه نویی در تیم ملی را دارد . سپس یک بازی (بازی با سوریه) سرمربی تیم ملی شد ،  بعد سرمربیگری تیم ذوب آهن در این فصل را برعهده گرفت و توانست با یک تیم یکدست (فقط دو ملی پوش) تا یک قدمی قهرمانی لیگ برود ، شاید استرس بازی آخر یا حرکت رو به رشد تیم مجید جلالی وی را از این موفقیت بزرگ محروم کرد ولی وی نشان داد که بدون هزینه های زیاد و خرید بازیکنان معروف هم می توان تیمی موفق ساخت. ( جالب آنکه من هر چقدر سعی کردم از زندگینامه این سرمربی چیزی بدست بیاورم نتوانستم حتی سایت خود باشگاه هم چیزی نداشت؟)

2. خداداد عزیزی مردی که مانع سقوط استقلال اهواز شد همیشه به صراحت لهجه و شاید هم جنجال افرینی مشهور بوده است در مورد افشین قطبی گفته است " او سیاه کار است ، با قلب شیر و چنگال ببر و خرطوم فیل نمی توان به جام جهانی رفت ، حاضرم تضمین بدهم با این آقا ما به جای جام جهانی می رویم به خانه مان ، فیروز کریمی و قلعه نویی دو هزار برابر این اقا فوتبال می فهمند و ..."
به نقل از روزنامه گل دیروز
3. چرا تارانتینو در فیلم " سگهای انباری" از صحنه سرقت رد می شود و یا گفتگوهای شخصیتها دور میز صبحانه قبل از سرقت در مورد موضوع سرقت نیست؟ البته این پاسخ نظر شخصی من است و جایی نخوانده ام
به نظر من فیلم اصلا در مورد سرقت نیست بلکه در مورد روابط آدمها ست ، موضوع سرقت فقط یک بستر فرعی برای دور هم جمع شدن آدمها و وقوع یک سلسله از اتفاقات بین آنهاست ( مانند کارکرد پانسیون در کارهای بالزاک و یا کارکرد معما(مک گافین) در آثار هیچکاک) دقت کنیم که دزدها برعکس تمام فیلمهای سرقت نه بخاطر اموال دزدی بلکه بخاطر دیدگاههای متفاوت با هم درگیر می شوند ، اصلا زیاد به نتیجه سرقت کسی اهمیت نمی دهد و...
برعکس همه فیلمها که دیالوگهای آغازین فیلم کوتاه بوده و فیلمساز می کوشد اطلاعات مورد نیاز را به تماشاگر منتقل نماید ذه دقیقه اول این فیلم (گفتگوی بی ربط شخصیتها دور یک میز) هیچ اطلاعات مفیدی به ما نمی دهد و پس زمینه آهنگ مدونا شاید بیشتر به ما اطلاعات می دهد تا چرندیات شخصیتها.

موفق باشید


درباره وبلاگ

این وبلاگ بیشتر به موضوعات فرهنگی (بویژه سینما ) ، ورزشی ( فوتبال) ، سیاسی و مسائل روز می پردازد
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :