تبلیغات
 بامداد - نقد سریال دلنوازان
بامداد
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1388 توسط محمدرضا جلالی | نظرات ()
طبقه بندی: سینما، 
به نام خدا
با سلام و شب به خیر
این سریال دلنوازان هم این روزها عجب گل کرده است ،  البته ساختار سریال عوامل جذابی دارد مانند آهنگ تیتراژ که کار علی لهراسبی است


و یا استفاده از بازیگران جوانی مانند سیاوش خیرابی ، شاهرخ استخری ، حدیث میرامینی و سحر قریشی كه موفق  هم بوده اند . ( البته به نظر من یلدا ضعیفتر از همكارانش بازی كرده است ).  بخشی هم از موفقیت سریال را به عدم وجود رقیب قابل اعتنا در این زمان می توان نسبت داد ( البته سریال مسافران نیز بخشهای قابل توجهی دارد ولی شمس العماره ، عملیات 125 و ... چندان جذاب نیستند).
در مورد مضمون سریال تجربه نرگس ، رستگاران و ... نشان داده است كه در ایران  ملودرامهای خانوادگی با ساختار نود شبی می تواند با اقبال تماشاگر مواجه شود . سریال در برخی مضمونها وارد عرصه های كمتر تكراری شده و نوآوری كرده است مانند شخصیت و پیشینه یلدا .
كارگردان این مجموعه آقای حسین سهیلی زاده قبلا با سریالهایی مانند ترانه مادری ، گیلعاد ، عشق گمشده و پیله های پرواز در صدا و سیما فعال بوده است . در سینما ایشان قبلا در  شش فیلم مانند الو الو من جوجوام! و چهار انگشتی دستیار كارگردان بوده است كه  كلا فیلمهای درخشانی نیستند . گروه سازنده فیلم تازه كار نیستند و مثلا مهام از تهیه كنندگان مجموعه  ، تهیه كننده ده سریال دیگر مانند نرگس و بزنگاه هم بوده است . كاظمی پور یكی از نویسندگان مجموعه نیز قبلا از نویسندگان سریالهایی مانند تب سرد بوده است كه در زمان خودش موفق بوده است .
فیلمبرداری سریال تقریبا یك كار كلاسیك است و نوآوری یا نماهای خاص ندارد ولی ضعف مشهودی هم ندارد. ( به جز صحنه های تصویربرداری از اتوموبیلهای در حال حركت ) موسیقی سریال تقریبا قابل قبول و سزاوار  تعریف است .

نقاط ضعف:

با همه نقاط مثبت بالا به نظر من در این سریال شخصیت پردازیها  خیلی عمق ندارد ، بهزاد جوان عجول و احساسی ،  رامین دمدمی مزاج ، مهتاب همیشه بزرگوار ، ستایش یا پروانه مهربان ، اتابك موذی ، جهان آرام و كم حرف و منصور فرصت طلب . یلدا البته كمی متفاوت و گیج كننده است ولی رفتار بقیه قابل حدس زدن است .
فیلم در كل از كلیشه های رایج ازدواج و طلاق سریالهای ایرانی تبعیت می كند ولی كمی كش و قوس می دهد تا خیلی نخ نما نباشد . بعضی وقایع هم خیلی منطقی نیستند مانند ازدواج سریع روشنك و رامین یا تغییرات سریع دیدگاههای بهزاد  ( به خصوص نسبت به یلذا و جهان ). برخی صحنه ها هم مثل اغلب سریالهای ایرانی خیلی كش داده شده اند .
بازی همه بازیگران به یك اندازه دلچسب نیست و مثلا بازیگران نقش  شكوه   و مهتاب  به نظر من فراتر از  متوسط نیستند . خانواده های مطرح شده در سریال همه ناقص هستند خانواده بهزاد متاركه كرده اند ، جهان فرزند ندارد ، شكوه و دكتر زند همسر ندارند ، یلدا پدر ندارد و منصور مجرد است . همه این خانواده ها فاقد فامیل و آشنا هستند و كلا هیچ شخصیت فرعی در سریال حضور ندارد. در اینجا من یاد جنگ و صلح تولستوی می افتم كه چقدر خوب دهها شخصیت را خلق كرده بود.
یلدا و جهان گاه به طرز آزار دهنده ای ساكت می مانند و اجازه می دهند دیگران آنها را به گناهان مختلف متهم كنند به خصوص جهان كه به تناسب شغل وكالت انتظار داریم حداقل از خودش خوب دفاع كند !
مهتاب ، خانم دكتر موفقی كه سالها چشم به در خواستگاری بهزاد عجول و دمدمی است و حتی این تعهد اخلاقی را به نامزدی یا یك تعهد رسمی و صریح  نیز تبدیل نكرده است.
سریال مشاور حقوقی هم دارد ولی از اشكالات  قانونی متعددی برخوردار است مثلا همه می دانند كه با سفته نمی توان یلدا را زندانی كرد ، مهریه عندالمطالبه است و بهزاد نگون بخت اول باید به زندان برود و بعد اعسار خودش را ثابت نموده و مهریه را تقسیط كند ، وی نمی تواند به راحتی همسرش را  در خانه زندانی كند و  او را آزار دهد ، یك وكیل نمی تواند در خیابان به راه بیفتد و از افراد مختلف را مجبور به پاسخ دادن بداند و ...

با همه اینها در شهر كوران یك چشم پادشاه است و این سریال امروزه پرمخاطب ترین سریال سیماست .
موفق باشید


درباره وبلاگ

این وبلاگ بیشتر به موضوعات فرهنگی (بویژه سینما ) ، ورزشی ( فوتبال) ، سیاسی و مسائل روز می پردازد
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :